X
تبلیغات
رایتل
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1383

تولدت مبارک........................

زBirthday Cakes

داداش عزیز و کوچولو و گل من آرمان دیروز (‌اسفند ۱۹ )‌تولدش بود . ( فکر نکنید ۵ سالشه ها ! مرد شده واسه خودش . وارد ۱۷ سالگی شده ولی برای من همیشه داداش کوچولو هس . عروسک بچگی های منه )
من خواهر بی معرفتی نبودم به خدا .
اما نشد بیام آپدیت کنم .
حالا ٬  همین جا ٬  بلند داد می زنم

داداشی دوست دارم

تولدت مبارک

امیدوارم  ۱۷۰۰ ساله شی


...............................................................
یه عالمه حرف همیشه دارم که میخوام بنویسم ولی اینجا که می آم همش می مونه تو دفترچه خاطرات مغزم .
................................................................

تا من اینو نوشتم ساعت از ۱۲ هم گذشت و وارد ۲۱ اسفند شدیم حالا دیگه دو روز از تولد آرمان گُلو  (goolu)می گذره .

سه‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1383

ReTuRn!


وای که از امرووووووووووووووز
غم فردا رو نخور
عزیزم غصه دینا رو نخور
هر چی میشه بذار بشه
بگو که فردا رو خوشه
عزیزم یک دم دنیا رو خوشه
مائیم و یک جرعه نفس
همین عزیزم ما رو بس
...

سلام
من اومدم خونمون . با بیچارگی فراوان . راه ۱۵-۱۴ ساعتی رو توی ۲۲ ساعت و نیم اومدیم اونم به علت چپیدگی زیاد . فکرشو بکنبن ۷ ساعت وسط بیابون تو قلب کویر .اونم کی ؟ از ساعت ۸ شب تا ۳ نیمه شب .
ولی به هر حال یه تجربه جدید بود برام.

* داداشِ گلم  یه آپدیت قشنگ با خط خودش داره . دوست دارم ببینیدش.
* سرمای بدی خورم . 
*راسی از همتون ممنون که تو این مدت وبلاگ منو فراموش نکردید .
*اینجا هم اومدم با خودم ابر آوردم . ۱۵ روز توی زاهدان من آفتاب ندیدم. اینجا هم فکر کنم قراره همش بارون ببینم .
* واااااااااای کم کم عیده
* دلم برای دوستای گلم ندا٬ سحر ٬ مریم(ط) ٬ لیلا ٬ گل آرا ٬ مریم(ش)  و بقیه و دورانی که با هم داشتیم تنگ شده .
*فعلم تا موقعیت بعدی شما و خودم رو به خدا می سپارم
خوش باشید و شنگول و منگول و حبه انگور

یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1383




مـیروم دور از تو بادنیـای خود خلـوت کنم
باید آخـر من به این بیـگانگی عـادت کنم