X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1390

رسم روزگار

زندگی مجموعه ای از باید ها و نباید هاست که دوستشان ندارم  

همیشه باید حرفی بزنی که دیگران را خوش آید و از حرفی که خوشایند دیگران نیست - حتی اگر درست باشد- پرهیز کنی 

همواره باید مصلحت اندیشی کنی  

مثل اینکه در چهارچوبی سخت قرار گرفته باشی و رها شدن از آن چهارچوب غیرممکن به نظر آید  

دلم از این دنیای سخت که دیدن لبخند کودک را از مادر دریغ می کند گرفته است  

دلم از این دنیا که پاسخ زحمت را با دشنام می دهند گرفته است  

دلم از این دنیا که چاپلوس را ستایش می کنند گرفته است  

دلم از خیلی چیزها گرفته  

 

دلم می خواهد مدتی خانه نشین شوم  

ذهنم آشفته است

برچسب‌ها: دست نوشته ها
سه‌شنبه 16 اسفند‌ماه سال 1390

 

لعنت بر آدمهای دو رو و دو رنگی که ساده دیگران را خراب می کنند 

کاش آخرتی که می گویند همینجا بود تا همانطور که دل شکستند ٬ مجازات می شدند 

 

دنیا روی دوشم سنگینی می کند 

می خواهم همه بدی های این چند وقت را بالا بیاورم و بروم سراغ زندگی ام

خسته ام

برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390

دلتنگ

 

اینجا منم و این دل بی قرار بی سامان 

منم و این تن خسته  

منم و اینهمه زنگ صدایت که باز در گوشم نشسته 

 

یاد غروب می افتم که خوشبختی در تمام رگ و پوستم می دود 

و با اشتیاق به پیشواز غروب میروم 

 

دلم لحظه به لحظه برایت تنگ است  

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390

الآن احساس می کنم هیچ جا وبلاگ نمی شه واسه رفع دلتنگی. هر چیزی رو نمیشه توی این سایتهای اجتماعی نوشت. اینجا خوبه . دوستش دارم .

چهارشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1390

گفت و شنود

بهم میگه گاهی باید به خاطر چیزی که عاشقشی از چیزی که دوست داری دست بکشی 

بهم میگه گاهی باید موقعیت های قابل تکرارت رو فدای موقعیتی کنی که فقط یکبار پیش می آد 

 

درست میگه . اما چرا من سر در گم هستم و باز هم متقاعد نمی شم . چرا می ترسم . چرا و از چی ؟

برچسب‌ها: دست نوشته ها
سه‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1390

دوراهی انتخاب

روزگار همینطور بوده و هست و فکر کنم خواهد بود  

همیشه تو رو توی دو راهی انتخاب قرار میده 

گاهی اما انتخاب راحت تر هست و گاهی نه  

من از انتخاب بین ۰ و ۱ متنفرم  

و این روزها دقیقا وسط دوراهی قرار دارم  

انتخاب بین فقط دل و انتخاب منطقی  

انتخابم درواقع بودن یا نبودن هست 

 

خلاصه که : 

یارب از ابر هدایت برسان بارانی 

پیشتر زانکه چون گردی ز میان برخیزم

برچسب‌ها: دست نوشته ها
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390

سربالایی

دنیا سر بالایی و سر پایینی زیاد داره
همیشه حس می کردم رسیدن به سرپایینی خیلی خوبه اما وقتی بیشتر فکر میکنم می بینم "قله" سخت ترین قسمت سربالایی هست

برچسب‌ها: دست نوشته ها
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390

سهم من از زندگی

دنیا اینجوریه دیگه
گاهی اون چیزی رو که میخوای صاف میذاره کف دستت
 گاهی چیزی بیشتر از توقعت بهت میده
گاهی هم چنان حالت رو میگیره که نفهمی از کجا خوردی . هر چی داری رو ازت میگیره و تو رو سر جات می نشونه
 
خلاصه که خدا
داده و نداده ات رو شکر

برچسب‌ها: دست نوشته ها
چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390

روزهای بدی که روح را می خراشد

گاهی از هر چه داری خسته می شوی  

گاهی همه چیزهای دنیا دلزده ات می کنند  

گاهی عمیقا غمگینی  

و گاهی با همه دنیا قهری  

من شکسته ام  

من آسیب دیده ام  

من ضربه از اعتماد خورده ام  

و امروز اینجا نشسته ام و دلم به حال خودم می سوزد  

جایی برای حرف زدن نیست  

برای فریاد کشیدن  

تنها راه رهایی من نوشتن است  

با این کلید هایی که صدای "تق تق " شان هم نمی تواند سکوت بی رمق ذهنم را پاره کند 

 

من تنهای تنهایم

برچسب‌ها: دست نوشته ها