X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1394

اشتیاق


من مشتاق دستهایت 

بی تاب نگاهت 

کم طاقتم برای دوریت 


و تو 

روگردانی از اینهمه اشتیاق


150421


برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
پنج‌شنبه 10 مهر‌ماه سال 1393

هدف


پسرم دوست دارد بزرگ شد بنا شود

دوست دارد راننده بیل مکانیکی شود 

دوست دارد لودرِ واقعی داشته باشد

دوست دارد تریلی داشته باشد

یا راننده اتوبوس شود

دوست دارد والیبالیست شود


یک پسر سه ساله با آرزوهایی با اندازه های بزرگ


چه وظیفه ی سختی دارم من

منِ مادر


باید طوری تعلیمش دهم تا همیشه هدف داشته باشد 

هدفهایی فراتر از سن و سال و قد و هیکلش

هدفهایی که به جلو هدایتش کند 

هدفهایی که ذهنش را بسازد

جسمش را تقویت کند 

و دراین راه من حامی باشم

تا

شرم از هدفهایش نداشته باشد 

به هدفش ببالد و با پشتکار در پی بدست آوردنش باشد .

و بداند که 

انسانهایی که هدف ندارند هیچ چیز ندارند



پ.ن : پسرم بزرگ بزرگ می بیند . دوست دارد حیوان خانگی اش دایناسور یا خرس باشد  

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
جمعه 16 فروردین‌ماه سال 1392

نام من

" اِهمام " زیباترین اسمی که با آن نامیده شده ام ... 
فدای زبان شیرینت پسرکم 
3>
برچسب‌ها: نریمان، دست نوشته ها
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1391

گام اول تو


بردار گامهای نخستینت را ، بردار
زمین زیر پایت استوار است 
گامهایت را استوار تر از استواری زمین بردار 
آینده از آن توست

910810

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1391

شادمانی

هنوز هم میشود زندگی را عشق کرد... 
هنوز هم میشود از ته دل خندید ... 
هنوز هم میشود با بوی شکلات مست شد... 
هنوز هم میتوان در خیابان قهقهه زد... 
هنوز هم میتوان درخیابان دوید... 
هنوز هم میتوان.. 
فقط باید از دنیای خشک بزرگسالی بیرون آمد و لحظاتی کودک شد 
 
 910808

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1391

سال اول

حالا می فهمم در بوسه های مادرم چه حسی است. درنگاه پر حرارتش و در دعایش. 

حالا می فهمم رنج توام با عشق چیست.  

اصلا حالا می فهمم عشق بی بهانه چیست و عاشق کیست 

حالا میفهمم تمام شادی و خوبی دنیا را برای کس دیگری خواستن یعنی چه  

حالا می فهمم شب و روز به عشق دیگری زندگی کردن یعنی چه  

حالا میفهمم لحظه به لحظه دلتنگ شدن یعنی چه 

حالا که

پسرم یک ساله شده

 

عاشقتم کوچولوی من 

 تولدت مبارک

 

پ.ن : عکس در 20 شهریور 90 

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
پنج‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1391

بهانه زندگی

 

دوست دارم در رنگهای شادِ بودنت چرخ بزنم و در دنیای شیرین افکارت غرق شوم 

دوست دارم هوای تو را نفس بکشم و صدای تو را عشق کنم 

 

دیگر به دنبال بهانه برای زندگی نیستم  

من بهانه ی خود را یافته ام... 

 

910616

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
دوشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1391

یک سال

چیزی نمانده

یک سال چقدر زود میگذرد

مثل یک روز 


اما نه عمری گذشته


نمی دانم معیار زمان چیست اما این یک سال معنای واقعی خیلی دور- خیلی نزدیک است

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390

دلتنگ

 

اینجا منم و این دل بی قرار بی سامان 

منم و این تن خسته  

منم و اینهمه زنگ صدایت که باز در گوشم نشسته 

 

یاد غروب می افتم که خوشبختی در تمام رگ و پوستم می دود 

و با اشتیاق به پیشواز غروب میروم 

 

دلم لحظه به لحظه برایت تنگ است  

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان