X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1391

اسفند


دوباره آخر سال شد و من ناراحتم.


پنج‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1391

تولدت مبارک



بعضی روزها در تقویم خاص اند... همانطور که بعضی آدمها ... برخی وقایع ... برخی لحظه ها

امروز در تقویم زندگی من روز بخصوصی است ... چون آدم خاص زندگی من متولد شده ... 

تو

سالها پیش در چنین روزی زاده شدی و امروز و تا همیشه یاور و همراه و همسفر من هستی

روزهایت پر شادی باد

میلادت فرخنده


911021


برچسب‌ها: دست نوشته ها
چهارشنبه 6 دی‌ماه سال 1391

دوری-دوستی

دور شدیم - دوست شدیم 

بیش از هر زمان حضورت را میخواهم

دلم بودن هر لحظه ات 

دیدن هر ثانیه ات را میخواهد

دوری و دوستی بماند تا زمان دیگر


911004

برچسب‌ها: دست نوشته ها
جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391

حس تنهایی


پیش آمده احساس کنی تنهایی؟

حس کنی همانطور که تو دیگران را نمیخواهی آنها هم تو را ؟

پیش آمده احساس کنی باید بروی؟

پیش آمده از هر حرف و حرکت و لبخند دیگران بیزاری؟

پیش آمده حس کنی در این دنیا با این همه وسعت هیچ کس مثل تو نیست ، هیچ کس حرفت را نمی فهمد ، هیچکس؟


چقدر حس بدی است وقتی پیش می آید ...

910819

برچسب‌ها: دست نوشته ها
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1391

گام اول تو


بردار گامهای نخستینت را ، بردار
زمین زیر پایت استوار است 
گامهایت را استوار تر از استواری زمین بردار 
آینده از آن توست

910810

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1391

شادمانی

هنوز هم میشود زندگی را عشق کرد... 
هنوز هم میشود از ته دل خندید ... 
هنوز هم میشود با بوی شکلات مست شد... 
هنوز هم میتوان در خیابان قهقهه زد... 
هنوز هم میتوان درخیابان دوید... 
هنوز هم میتوان.. 
فقط باید از دنیای خشک بزرگسالی بیرون آمد و لحظاتی کودک شد 
 
 910808

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1391


که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر میترسد
و پنهان میکند هر چشمه ای سر و سرودش را
درین شبهای ظلمانی
چنین بیدار و دریاوار

توئی تنها که میخوانی ... 
.:. دکتر شفیعی کدکنی .:.
دوشنبه 10 مهر‌ماه سال 1391

بدرود غم


با یک حرکت 

با یک حرف 

با یک لبخند

با یک نگاه 


میشکند شیشه ی تمام غمهای دنیا

برچسب‌ها: دست نوشته ها
دوشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1391

سال اول

حالا می فهمم در بوسه های مادرم چه حسی است. درنگاه پر حرارتش و در دعایش. 

حالا می فهمم رنج توام با عشق چیست.  

اصلا حالا می فهمم عشق بی بهانه چیست و عاشق کیست 

حالا میفهمم تمام شادی و خوبی دنیا را برای کس دیگری خواستن یعنی چه  

حالا می فهمم شب و روز به عشق دیگری زندگی کردن یعنی چه  

حالا میفهمم لحظه به لحظه دلتنگ شدن یعنی چه 

حالا که

پسرم یک ساله شده

 

عاشقتم کوچولوی من 

 تولدت مبارک

 

پ.ن : عکس در 20 شهریور 90 

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
پنج‌شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1391

بهانه زندگی

 

دوست دارم در رنگهای شادِ بودنت چرخ بزنم و در دنیای شیرین افکارت غرق شوم 

دوست دارم هوای تو را نفس بکشم و صدای تو را عشق کنم 

 

دیگر به دنبال بهانه برای زندگی نیستم  

من بهانه ی خود را یافته ام... 

 

910616

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
دوشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1391

یک سال

چیزی نمانده

یک سال چقدر زود میگذرد

مثل یک روز 


اما نه عمری گذشته


نمی دانم معیار زمان چیست اما این یک سال معنای واقعی خیلی دور- خیلی نزدیک است

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
جمعه 26 خرداد‌ماه سال 1391

خوشبختی

 

گاهی خوشبختی توی دستت هست و نمی دونی ... میذاریش زمین و با دست خالی میری دنبال خوشبختی

برچسب‌ها: دست نوشته ها
شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1391

جدید ترین اقدامم  

    استعفا ؛  

 

سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391

همنشین

 

هر چقدر هم که پای یه علف هرزه آب و کود بریری، واست میوه نمیاره!!
ببین وقتت رو با کی پر میکنی…!

سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391

موقع خسته شدن به دو چیز فکر کنید
اول: آنهایی که منتظر شکست شما هستند تا “به شما ” بخندند
دوم: آنهایی که منتظر پیروزی شما هستند تا “با شما ” بخندند

( تعداد کل: 496 )
<<      1      2      3      4      5      ...      34      >>