X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
شنبه 26 مهر‌ماه سال 1393

7 مقدس

7 عدد مقدسی است


و ما امروز 

در هفتمین ماه سال، زندگیمان 7 ساله شد


به همین سادگی 






برچسب‌ها: دست نوشته ها
پنج‌شنبه 10 مهر‌ماه سال 1393

هدف


پسرم دوست دارد بزرگ شد بنا شود

دوست دارد راننده بیل مکانیکی شود 

دوست دارد لودرِ واقعی داشته باشد

دوست دارد تریلی داشته باشد

یا راننده اتوبوس شود

دوست دارد والیبالیست شود


یک پسر سه ساله با آرزوهایی با اندازه های بزرگ


چه وظیفه ی سختی دارم من

منِ مادر


باید طوری تعلیمش دهم تا همیشه هدف داشته باشد 

هدفهایی فراتر از سن و سال و قد و هیکلش

هدفهایی که به جلو هدایتش کند 

هدفهایی که ذهنش را بسازد

جسمش را تقویت کند 

و دراین راه من حامی باشم

تا

شرم از هدفهایش نداشته باشد 

به هدفش ببالد و با پشتکار در پی بدست آوردنش باشد .

و بداند که 

انسانهایی که هدف ندارند هیچ چیز ندارند



پ.ن : پسرم بزرگ بزرگ می بیند . دوست دارد حیوان خانگی اش دایناسور یا خرس باشد  

برچسب‌ها: دست نوشته ها، نریمان
پنج‌شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1393


آدمیست دیگر ...

گاهی عمیقا غمگین میشود...


دل است دیگر...

گاهی سخت میشکند...


و این چشم سیاه گرد در هر حال میگرید

برچسب‌ها: دست نوشته ها
سه‌شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1393

آغازی دیگر


خاطراتم را باید جمع کنم ، تا کنم ، مچاله کنم، بسته بندی کنم اینجوری فضای کمتری میخواهد 

باید برای خاطرات جدید جا باز کنم

برچسب‌ها: دست نوشته ها
سه‌شنبه 10 تیر‌ماه سال 1393

نه قلب ماندن 

نه پای رفتن 

آشفته بازاریست این قلب خسته ی بی سامان 



برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393

زندگی ،عشق، شادی

گاهی به فکر فرو میروم ، عمیق و سفید ... توی فکرهام غوطه ور میشم و حس سبکی و سبکبالی بهم دست میده ... انگار توی یک جور خلاء شیرین و سفید شناورم... شیرینی خاطرات و فکرها و لحظه هایی که رفته سرمستم میکنه ... شاد و خوش و عاشق ... ناگهان حس میکنم رفته رفته دارم سنگین تر میشم و به زمان حال بر میگردم ...

دیگه خوب نیستم ... انگار سرم هزار کیلو شده ... انگار تنم سنگین و سربی شده... دیگه شیرینی توی وجودم نیست... زهر می شم... زهر مار... و اون لحظه ها و ساعتها رو تلخ میکنم به خودم و اطرافیانم ... اما همین لحظه ها رو میشه بهترین لحظه زندگی کنم ... چنان خوب باشه که سالها بعد توی این لحظه ها و روزها غرق بشم و مست بشم و سرخوش و غوطه ور بشم...

تصمیم گرفتم از زندگیم بیشتر لذت ببرم 

سالهاست منتظرم و همین انتظار کوفتی لحظات خوش زیادی رو از من گرفته ...

حالا میخوام به ریش این انتظار بخندم و شاد باشم و لذت ببرم ... 

شاید دیگه وقتی برای لذت بردن از زندگی نداشته باشم ...

شاید دیگه وقتی برای در آغوش کشیدن عزیزانم نداشته باشم... پس عشق می ورزم...

شاید این آخرین خنده ی من باشه ... پس میخندم 

روزهای شاد و خوش ســــــــــــــــلام



برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1393

انتظار

این روزهای کشدار انتظار نمی گذرند 

فقط از روزهای طولانی به هفته های سردرگمی 

و ماههای پریشانی 

و سالهای برباد رفته تغییر می کنند 


لعنت بر روزهای کشدار انتظار

لعنت بر ثانیه های بی خبری 

لعنت بر هر چه بلاتکلیفیست


برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1392

امیدواری

خبر ها زمانی میرسند که فکر نمی کنی

اتفاق ها زمانی که تو منتظری نمی افتند

در اوج غم ، خبر خوش میرسد

اینطوری زنده می مانیم

چون همواره امید در دلمان جوانه اش را حفظ میکند

بهترین لبخند دنیا زمانی تقدیمت میشود که سخت مایوسی

زیباترین و امید بخش ترین آهنگ عمرت را هنگامی میشنوی که سخت افسرده ای

پس همیشه روزها و لحظه های خوب منتظرند 

امید همیشه جایی ایستاده تا به وقتش در دلت سبز شود


دلت پر نور باد

روزهایت شاد 

سه‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1392

کوچ

مدتهاست کوچ کرده ای

نه از این دیار

که 

از قلب من




برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 19 آبان‌ماه سال 1392

فریب

پرستیدنیست اشکهایت

حتی

اگر

اشک تمساح باشد


920806

برچسب‌ها: دست نوشته ها
دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1392

خبر


مُردم از بی خبری

مُردم از بس منتظر خبر نشستم

نه خرداد پر حادثه برای من حادثه ساز بود و نه تا اینجای این تیر لعنتی

دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1392

بید

آسوده باش

   بیـــــد شده ام

با هر بادی

              میلرزم


900904

برچسب‌ها: دست نوشته ها
یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1392

نفس فرشته

روزهایم روزهایی ست 

     که 

          فرشــتگــان در آن 

         نفس می کشند


900724

برچسب‌ها: دست نوشته ها
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1392

دردِ غم


زبان از گفتن حس من قاصر

و هیچ نگاهی ، درد نگاهم را نمی فهمد 

مرا اینگونه خاموش خواستی 

و خاموشی ام را نفهمیدی

قلبم درد می کند از زخم تو 

خون میچکد از سکوتم 

و خفته ای آرام 

گویی هرگز 

بیدار نبوده ای


اردیبهشت 92

برچسب‌ها: دست نوشته ها
جمعه 16 فروردین‌ماه سال 1392

نام من

" اِهمام " زیباترین اسمی که با آن نامیده شده ام ... 
فدای زبان شیرینت پسرکم 
3>
برچسب‌ها: نریمان، دست نوشته ها
( تعداد کل: 496 )
<<      1      2      3      4      5      ...      34      >>