X
تبلیغات
رایتل
جمعه 2 بهمن‌ماه سال 1388

بهمن همیشه بهمن است

 

دستش خسته شد ... سمتش از آسمون برگشت به زمین .... دستی که مدتها رو به آسمون در حال دعا بود .... دستش زمین رو حس کرد .... گرمای زمینی که از خون فرزند عزیزش بود رو حس کرد ...  دستش مشت شد ... مشتش بلند شد ... به سمت همون آسمون ... مثل خیلیای دیگه ...  

 

فقط دعا کافی نیست ... باید کاری کرد ... مشتهامونو گره می کنیم .................... 

  

 

-------- 

بعداً نوشت:‌یه بدشانسی خیلی بد آوردیم

نظرات (4)
کجایی !؟!؟

نگرانت شدم !

یکشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 11:58 ق.ظ
امتیاز: 0 0
خیلی سر بسته و موجز گفتی ولی مفهوم رو القا کردی ؛ فقط این نگرانی رو من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم :d

شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 07:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
بهمن با خودش بهمن داره میاره!
بدشانسی خیلی بد؟

دوشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 03:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
گاسم...

شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 08:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد